الشيخ علي اكبر النهاوندي

222

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

است . زيرا امّت اتّفاق دارند هرچه را رسول خدا مشروع فرموده و حكم بودن آن‌را واضح نموده ، متابعت و موافقت نمودن آن ، الى انقراض التكليف بر امّت لازم است . اگر بگوييد : امّت در آن امر مكتوم ، مكلّف به تحصيل حق‌ّاند و از ايشان ساقط نمىشود ؛ مىگوييم : مرتكب تجويز تكليف ما ؛ لا يطاق و ايجاب العلم بما لا طريق اليه ، شديد و اين به حكم عقل قطعى باطل و قبيح است . [ جواب شبهه ] جواب اين شبهه اين است كه مىگوييم : هرگاه نقل بعضى از احكام ، منقطع و خوف و تقيّهء امام هم ، مستمرّ شد و خوف از اعدا باقى ماند ؛ تكليف نمودن به چيزى كه راه علم به آن مسدود باشد از مكلّف ساقط مىشود ؛ نظر به اين‌كه تكليف ما لا يطاق است . لذا هرگاه به اجماع امّت بدانيم عمل به احكام شريعت مقدّسه كلّا و طرّا باقى است و بايد به هريك از واقعيّت‌ها عمل شود ، پس از اين مطلب كشف مىكند كه چنين امرى جز به ظهور امام و بروز ايشان و اعلام و انذار آن بزرگوار و حجّت كردگار نمىشود ، به عبارت اخرى ، چنين چيزى با ظهور آن سرور ملازم است و در اين هنگام غيبتى نيست تا شبههء مذكور وارد آيد . [ شبهه بيست و سوم : خوف غلبهء اعدا ] 25 صبيحة بدان شبههء بيست و سوّم مخالفين در ساحت امامت حضرت امام زمان و خليفة الرحمن ، الحجّة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام آن است كه ملحد مخالف در محضر امير سعيد ركن الدوله بويهى بر شيخنا الجليل صدوق الطائفة نموده ؛ بنابر آن‌چه شيخ مزبور در كتاب كمال الدّين نقل فرموده كه در مجلس امير سعيد ركن الدّوله بودم كه ملحدى در آن‌جا حاضر بود و از روى استهزا به من گفت : وجب على امامكم أن يخرج فقد كاد الرّوم يغلبون على المسلمين ؛ يعنى حالا بر امام شما واجب است از